X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
چهارشنبه 8 دی 1395 @ 00:13

بارون

هوا عالیه..

صدای بارون دیوونه کننده ست، منو میبره به دوران کودکی، من تا ١٥ سالگی تو خونه ی ویلایی بزرگ زندگی کردم. خونه ای با یه حیاط پر از درخت، شبایی که توی بالکن میخوابیدیم دور هم، از تاریکی بین درختا نمی ترسیدم، بابا هم عادت داشت شبا به درختا آب میداد و بوی خاک و سبزه روانیم میکرد، اون شبا ستاره هارو نگاه میکردیم و دنبال دب اکبر و اصغر و اقدس خانم میگشتیم. چه زود گذشت. داشتم میگفتم، وقتی همه بودن نمی ترسیدم ولی یه مدت که اتاقم مشرف به حیاط بود، شبا به بیرون نگاه نمیکردم، می ترسیدم از اون درختای گنده که تو تاریکی سیاه شده بودن ولی خب باید قوی می بودم.

اون خونه رو خیلی زیاد دوست داشتم. خیلییییی. چقدر زمستونا خوب بود، همه مون دور بخاری می نشستیم، چون اون موقع ها شوفاژ و از این چیزا و پنجره دو جداره نبود، تا دلشونم میخواست پنجره ها رو از کف تا سقف درست میکردن، خونه مون ٤ تا در به حیاط داشت، پس حسابی سرد میشد، فقط محدوده ی بخاری ها گرم بود.

چقدر طعم برف با شیره انگور رو دوست داشتم، چه با هیجان میگفتم برف اومده بریم بخوریم و چه ضد حالی میخوردم وقتی میگفتن این برف اوله نباید بخوری :/

دلم واسه اون خونه، اون پاسیوی پر گل، یواشکی گردو چیدنا و گل بازی تو باغچه، دلم واسه اون انباری ترسناک ته حیاط، دلم واسه تک تک لحظه هام تو اون خونه تنگ شده.

امشب صدای بارون منو برد به اون موقع ها.

نظرات (3)
roz
جمعه 10 دی 1395 ساعت 14:39
سلام
اولین باره که به وبتون سر زدم
وب قشنگی داری ولی حیف بیشتر قسمت هاش رمز گذاری شده بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام،
خوش اومدین.
ممنونم. شاید بهتره اونا همیشه رمزی باشن
شیفو
چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت 15:24
خودم میبرمت شیراز. هر چند به اون خونه نمیتونم ببرمت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شیفو جانم،
عاشقتم
پریا
چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت 00:16
چقدر لذت بخش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوهوم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.